دلم سفر میخواست
چند روز پیش به آیدا گفتم بریم اطراف شهرکرد که هم خنک باشه و هم نزدیک
گفت باشه بریم
بعد دیدیم اگه بخواییم بریم اون شهرای مورد نظر من، هم رفتوآمد سخته و اتوبوس درست و حسابی هر موقع بخوایم پیدا نمیشه و هم یه اقامتگاه پیدا کردن سخته و هم اونجا بدون ماشین باشیم سخته
گفتم خب پس با تور بریم
آیدا گفت باشه ولی دلم یه مسافرت واقعی هم میخواد. پولاتو جمع کن بریم یه سفر خوب
گفتم اندازه کجا پول جمع کنم؟!
گفت اندازه کیش!
گفتم کیش که از ترکیه گرونتره. لااقل بریم ترکیه!
گفت بریییییم
و باورم نمیشه این همه سال یه سفر داخلی درست و حسابی با هم نرفتیم ولی الان یه هو داریم برای استانبول برنامهریزی میکنیم
توی یوتوب تجربیات بقیه رو میبینم و قند تو دلم آب میشه
ذوووووووووق دارم
دارم شنا یاد میگیرم
برام سخته عضلاتم رو شل بگیرم
پیشرفتم کنده ولی لااقل هر جلسه یه پیشرفتی کردم
دیروز جلسه پنجم بود و مربیمون مجبورم کرد چندین بار بپرم توی آب
حتی در عمیقترین نقطه
با قمقمه کرال پشت میرم
دوچرخه رو هنوز خوب یاد نگرفتم و مدام آب میاد تا دهنم و منم هول میشم و بیهوده دست و پا میزنم و بیشترین مواقع هم که توی عمیق دیوار استخر رو میگیرم
شنا یکی از ترسهام بود که دارم باهاش روبهرو میشم
راه درازی در پیش دارم
ولی مربی خوبی دارم
فکر میکنم آخرش ترسم بریزه و بتونم شناگر بشم