Pensieve
Pensieve

Pensieve

توی تاریکی

تا سه روز بعد از عمل، چشمام به شدت به نور حساس شده بود. شب‌ها چراغ‌های اتاقم رو روشن نمی‌کردم. حتی نوری که از پایینِ در اتاقم وارد می‌شد آزارم می‌داد و جلوش یه چی می‌گذاشتم که نور وارد نشه. حوصله‌ام توی اون تاریکی مطلق سر رفته بود. نمی‌دونستم چطوری خودم رو سرگرم کنم. تا این‌که یه فکری به ذهنم رسید. کتاب صوتی هری پاتر با صدای جیم دیل! به خودم گفتم اشکالی نداره که فعلا نمی‌تونم معنی کلمات رو چک کنم... فقط گوش میدم که لذت ببرم و سرگرم بشم. جلد چهارم برام سخت بود و شاید یه ذره ایده‌آل‌گرایی‌ام باعث شده بود که ولش کنم و مدام به تعویق بندازم... برای روزی که شرایط اوکی باشه و بتونم تمام و کمال معانی رو پیدا کنم. اما اون تاریکی باعث شد شروع کنم. فصل جام جهانی کوئیدیچ رو یکی دو بار خونده بودم و برام سخت بود. ولش کردم. از فصل بعد شروع کردم به گوش دادن و همون تاریکی مطلق آغاز یه زنجیره‌ی محکم شد... 

الان یهو دلم برای حال اون چند روز تنگ شد... توی زندگیم بیش‌تر به این تاریکی‌ها نیاز دارم. این‌که آروم، یه گوشه بشینم و بدون این‌که خودم رو قضاوت کنم، بدون این‌که خودم رو بخاطر هزاران خطا سرزنش کنم، هری پاتر گوش بدم!