امروز تولدم بود. ۲۶ ساله شدم.
کلی حرف برای گفتن داشتم اما صبح مربی شنا انقدر ازم کار کشید که دیگه انرژی برای نوشتن برام نموند. زندگی خیلی جالبه. اصلا فکر نمیکردم یه روز برای شنای پروانه کلاس برم. من قبلا به شدت ترس از آب داشتم. یعنی توی نوجوانی که کلاس شنا رفتم هیچی یاد نگرفتم و ترس از آب هم تازه اضافه شد. فکر کنم توی ۲۲ سالگی دوباره مصمم شدم که شنا یاد بگیرم و یه مربی خیلی خوب پیدا کردم. روز اول وقتی رفتم توی کمعمق که فقط راه برم هم تپش قلب گرفته بودم. اون موقع یه استخر به نسبت کوچک میرفتیم که عمیقش هم ۲.۵ متر بیشتر نبود. اولین باری که منو برد توی عمیق پنجتا قمقمه دور کمرم و یه نودل زیر بغلم بود و من فقط جیغ میزدم. فکر کنم بیشترین جملهای که دوره اول از مربیم شنیدم "جیغ نزن" بود. اون موقع پیش خودم میگفتم من اگه بتونم بدون قمقمه فقط روی آب هم بمونم برام کافیه... Look at me now...
و این که امروز روز آخر چالش ۷ روزهام بود. اکثر روزها، به جز امروز، زبان فرانسه و مباحث مربوط به رشتهام رو خوندم. بسته به حال اون روزم کم و زیاد شد ولی نسبتا تداوم داشتم و فکر کنم مهمترین چیز همین تداوم باشه.
پارسال فکر میکردم این موقع در حال بستن چمدون باشم ولی خب یه چیزایی دست ما نیست. فکر میکنم این هدف مهاجرت باعث پیشرفتم شده باشه. من کارهایی رو کردم که اگه این هدف رو نداشتم هیچوقت اراده انجامشون رو پیدا نمیکردم.
برای اصلاح مقاله چندتا سوال از استادمون داشتم و بیش از یک ماه بود که چند بار بهش پیام و ایمیل دادم و جواب نمیداد یا میگفت شنبه بررسی میکنم ولی هیچ خبری ازش نمیشد. پریروز سر کار بودم بالاخره بهم زنگ زد و یه سری توضیحات داد. منم گفتم باید دیتا رو چک کنم و روی لپتاپمه. گفت نذاری کلی وقت دیگه بیای! انگار نه انگار که اون خودش همین کارو کرد. گفتم نه من به محض اینکه برسم خونه انجامش میدم. گفت سوالی داشتی بهم زنگ بزن. من تا ۱۱ و نیم بیدارم :)))) خب بالاخره اصلاحات رو انجام دادم. با مشورت استادم یه ژورنال Q3 انتخاب کردم. دیدم دیگه حوصله سختگیریهای احتمالی یه ژورنال Q1 رو ندارم. راهنمای نویسندگان ژورنال جدید رو خوندم، این یکی هم کلی قر و فر تازه داره. سختترینش اینه که قبل سابمیت باید امضای همه نویسندهها از جمله این سه تا استادی که جزو نویسندگان هستن رو بگیرم. خدا میدونه هر کدوم کی جواب بدن! امیدوارم تا آخر امشب بتونم کارهای دیگه سابمیت رو انجام بدم و به زودی بفرستمش توی کارتابل نویسنده مسئول که استادم باشه و راحت شم.
خب امروز هم نسبتا رضایتبخش بود.
مطالعه فرانسه: ۲ تا فایل صوتی ترنسکریپت کردم. کمی کتاب ادیتو رو مرور کردم. امروز کلاس داشتم. این کلاسی که الان میرم سطح بقیه از من بالاتره چون زمانی که تعیین سطح دادم، معلمی که میخواستم کلاس سطح پایینتر نداشت. حتی دو نفر توی کلاس ارشد زبان فرانسه دارن یعنی حداقل ۶ سال درگیر این زبان بودن. امروز سر کلاس چندتا چیز اومدم بگم که نتونستم و کلی مِن مِن کردم و هی توی ذهنم دنبال کلمه گشتم و پیدا نکردم. واقعا خجالتآور بود. لهجه فارسیام رو به وضوح توی زبان فرانسه حس میکنم. مدام خودم رو با بقیه همکلاسیهام مقایسه میکنم و بعدش به خودم یادآوری میکنم اونا حداقل ۶ سال فرانسه خوندن و من یک سال. اما خب بازم بین اینا احساس کندذهن بودن بهم دست میده.
مطالعه تخصصی: یک ساعت براش وقت گذاشتم. یکی از مباحثی که امروز خوندم Dissociative identity disorder یا اختلال چند شخصیتی بود. رشته منم مباحث جالب زیاد داره ها. کاش این مطالعه روزانه رو ادامه بدم. یادم افتاد توی فیدیبو یه رمان خونده بودم به اسم "از رویاهایت برایم بگو". داستان عجیبی بود و این اختلال خیلی خوب توصیف شده بود. صفحه آخرش مو به تنم سیخ شد.
اینو در حالی مینویسم که برق رفته و نور گوشیم رو روی کمترین حد گذاشتم اما همچنان توی چشمم میزنه. این که این ساعت برق رفته خوبیش اینه که توی اوج گرما نیست و بدیش اینه که از پنجره بیرون رو نگاه میکنم و تنها یک چیز میبینم: نابودی.
بعد از شکست کامل در چالش قبلیم در روز اول، این بار تصمیم گرفتم یه چالش ملموستر انجام بدم. این که مدت زمان فرانسه خوندنم رو به ۳ ساعت در روز برسونم و یک ساعت هم مطالعه تخصصی رشتهام رو داشته باشم. هفته پیش شیفتهای کاریم بیشتر بود اما این هفته آزادترم و راحتتر میتونم بهش برسم. البته اگه پی ام اس نباشه و درد پریودی نداشته باشم و استرس جنگ و پول و... نداشته باشم مدتیه که بعد از کار یه ساعت میخوابم و بعد میرم کتابخونه و معمولا به این هدف میرسم ولی خب یه هفته بود تنبلی میکردم. این بار تمرکزم رو نمیذارم روی کاهش اسکرین تایم. تمرکزم رو میذارم روی انجام دادن کارهام و امیدوارم اسکرین تایمم هم در نتیجه اش بیاد پایین.
کارهایی که می خوام انجام بدم:
* روزانه ۲ فایل صوتی فرانسه رو ترنسکریپت کنم.
* کتاب ادیتو رو هر جلسه مرور کنم.
اگه خواستم فیلم ببینم انیمیشن های کودکانه به زبان فرانسه رو توی یوتوب ببینم.
* یک مبحث از کتاب مربوط به رشتهام رو بخونم یا ویدیوهاش رو ببینم.
* دو بار در هفته برم استخر.
روز اول:
شیفت نبودم اما ساعت ۸ برای یه کلاس باید محل کارم میبودم. اما بیش از یک ساعت زودتر رفتم چون اگه دیر برم پارکینگ پر شده. اون یک ساعت رو نشستم توی ماشین، تست فرانسه زدم. عصر هم از ۴ تا ۷ رفتم کتابخونه. برق که رفت برگشتم. از این شهر ظلمات گرفته متنفرم.
مدت زمان فرانسه خوندن: حدود ۴ ساعت. ۳ تا فایل صوتی رو ترنسکریپت و تحلیل کردم. ۲۰ تا تست CE از TCF زدم و تحلیل کردم. کتاب ادیتو رو امشب بیشتر میخونم.
مدت زمان مطالعه تخصصی: 1 ساعت
اسکرین تایم: تا الان ۵ ساعت و نیم :(
البته از چت جی پی تی و اپلیکیشن TCF برای فرانسه خوندن استفاده کردم. اما توی کروم بیشتر آهنگ گوش دادم و بلاگ اسکای و نی نی سایت رو چک کردم. در مجموع عملکردم خوب بود، فقط امیدوارم روزهای بعدی یه راه و ارادهای برای کاهش اسکرینتایم هم پیدا کنم.

* کلمه جنگ La guerre توی زبان فرانسه مونثه. این اصلا منطقی نیست!
* اگه بخوای بگی Va il چون دوتا مصوت کنار هم میاد برای این که تلفظ سخت نشه یه t بینش اضافه میکنن که راحتتر گفته بشه (Va-t-il به معنای او میرود؟)
انگار که مثلا راحتی تلفظ براشون خیلی مهمه جون خودشون!! تازه یاد گرفتم entrepreneur رو بدون اینکه زبونم موقع گفتن r فرانسوی بگیره بگم که حالا priorité اضافه شد.
* تا عدد ۶۰ دارن. بعدش به ۷۰ میگن شصت ده. به ۸۰ میگن چهار بیست. به ۹۰ میگن چهار بیست ده. هنوز که هنوزه موقع خوندن اعداد باید ضرب و تقسیم کنم که ببینم این لامصب رو چه جوری بخونم.