Pensieve
Pensieve

Pensieve

می‌خواستم بنویسم

می‌خواستم از آن پسر ۱۹ ساله که در جریان اعتراضات مورد اصابت گلوله در ناحیه چشم قرار گرفته بود و علت فوتش را نوشتند suicide بنویسم

می‌خواستم از نوزادی که بالای پرونده‌اش نوشته بودند "نام: دختر، نام خانوادگی: ناشناس" بنویسم

می‌خواستم از متخصصی که دانشجویان پرستاری را از روی صندلی بلند کرد بنویسم

می‌خواستم از چاقوکشی در دانشگاه بنویسم

می‌خواستم از مسئول شیفتی که همیشه حق را مطالبه می‌کرد و مثل سایرین توسری‌خور نبود بنویسم

اما هر بار وقتی رسیدم خانه، انقدر خسته بودم که یادم رفت

دلم میخواد انقدر بچه بودم که پیانو رو با کتاب "ماجراجویی‌های پیانو" یاد می‌گرفتم

نه انقدر بزرگ که با چرنی یاد بگیرم!

نمیدونم از کی

ولی باید زودتر می‌فهمیدم

شبی که با بغض زنگ زدم بهش که بگم از پست حذف شده‌اش ناراحتم، وقتی دیدم حرفام براش مهم نبود و بین حرفای من داشت با یکی دیگه راجع به برنامه‌ای که انگار از تلویزیون پخش میشد حرف میزد، باید می‌فهمیدم...

اینکه بعد از تماسم بهش پیام دادم و گفتم خیلی حالم بهتر شد که باهاش حرف زدم، وقتی فرداش دوباره با بی‌رحمی اون پست حذف شده‌اش رو پست کرد، باید می‌فهمیدم...

شایدم از قبل‌ترش هم نشانه‌هایی بود

ولی زودتر از اینا باید می‌فهمیدم

I refuse to abandon my darkness

توی سریال "چگونه از مجازات قتل در بریم" یه صحنه تاثیرگذار هست که من هربار می‌بینمش گریه‌ام می‌گیره

شخصیت اصلی روی بالش میکوبه و داد میزنه:

You're not trash

You're not cold

You're not a bitch

You're not ugly

You're not disgusting

You're not a slut

You're not dirty

You’re not spoiled

You’re not a monster

You deserve to be loved, and touched, and felt

You deserve to be free

Forgive yourself
Because I forgive you

I'm moving on... finally

یه وقتایی یکی میاد توی زندگیت

که زندگیتو بهتر میکنه

غنی‌تر میکنه

بهش طعم‌های جدیدی که هرگز نمیدونستی وجود دارن رو اضافه میکنه

اما وقتی اون رابطه تاکسیک باشه... و از اولش هم کماکان همونطور بوده باشه، اون موقع چه میشه کرد؟


باید گذر کرد فقط

♡And it's fine